نوشته شده توسط محسن در سه شنبه هفتم تیر 1390 ساعت 11:44 |
لینک ثابت |
با عرض سلام و تعزیت به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، برای دانلود یکجای نوحه های مرحوم حاح محمد جعفر گله دارزاده می توانید روی لینک زیر کلیک کنید. همچنین لینک دوم مربوط به متن نوحه های خوانده شوده توسط حاجی هست که از کسانی که برای تهیه ان زحمت کشیده اند ، بی نهایت متشکریم.
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه هشتم آذر 1390 ساعت 7:15 |
لینک ثابت |
سي دي كامل شعرهاي سيدبا صداي زنده ياد سيد محمد سيد با حجم حدود 442مگابايت وفرمت mp3 و فايلهاي جداگانه
هديه
اي ارزشمند براي دوستان ،مخصوصا انهايي كه خارج از بهبهان هستند..از تمام
دوست دعوت مي شود كه براي اطلاع رساني بيشتر، از اين مطلب در وبلاگ يا وب
سايتشان استفاده كنند.تاشايد گامي هر چند كوچك در جهت زنده نگهداشتن اين
گويش عزيز باشد.
براي دانلود اينجا كليك كنيد
http://rouhipour.persiangig.com
با تشکر از آقای روحی پور مدیر وبلاگ http://behbohoo.blogfa.com
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه هشتم تیر 1390 ساعت 11:43 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه یکم دی 1388 ساعت 18:47 |
لینک ثابت |

تاریخ
حیات بشری سرشار است از قیامها و مقاومت هایی که برای پاسداشت حقیقت انجام
گرفته است. و مردان و زنان زیادی که در این راه جانشان را فدا کرده اند.
تا فرزندان آن ها بتوانند در سایه آرامش و بدور از هر ظلم و جوری دقایق و
لحظات زندگی را تجربه کنند. در این میان هر گاه حکومت هایی به قدرت رسیدند
که از حکومت داری و تسلط بر مردم و استثمار هر چه بیشتر آنها به چیز دیگری
نمی اندیشند آنچه
قرباني اين دنيادوستي وقدرت طلبي اين حاکمان شده عقب ماندگي فکري و دنيايي
هر چه بيشتر همان مردمي بوده است که بر آنها حکومت ميکردند واگر هم کسي
همرنگ
اين دنيا دوستي و حرص پايان ناپذير آنها نمي شده است به زنجيرش مي کشيدند
و صداي اعتراضش را درسياهچال هاي زندان هاي مخوف خود ساکت مي کردند تا
مبادا سکه اي از زراندوزي هايشان کاسته و عيش و نوش دنيايي شان زايل شود.
اما
در ميان تمامي قيام هايي که براي نجات بشر از نامردمي ها و ستم گري ها انجام
پذيرفته و درصفحات هميشه ماندگار تاريخ ثبت گرديده واقعه کربلا و قيام انسان
ساز حسين ابن علي (ع) و يارانش از جنس ديگري است که هنوز پس ازگذشت سالهاي
بي شمار براي حقيقت جويان وطالبان واقعي عدالت چونان چراغ راهي هميشه روشن
باقي است تا اگر کسي درتلاطم هاي بيشمار وقايع زمانه وادعاهاي غيرواقعي
بسيار کسان سرگشته و مردد شد راه رسيدن به رستگاري و زندگاني جاودانه را گم
نکند.
حدود یک سال و
سه چهار ماه پیش بود که ناگهان خبر درگذشت جانسوز مداح مخلص شهرمان به گوش
رسید. مردم بهبهان هیچ گاه آن روز غمبار را فراموش نمی کنند. روزی
که ناجوانمردانه مردم این شهر را از نعمت داشتن چنین شخصیت محبوبی که
افکار بلندش، روح بزرگ آزادش و صدای دلنشین و سوزناکش، همه را به کربلا می
برد ، محروم ساختند.اما این سؤال همچنان در ذهن مردم شهر بی پاسخ مانده
است:
به راستی علت حادثه رحلت حاج محمدجعفرگله دارزاده چه بوده است؟
قرائن و شواهد همگی نشان می دهندکه نمیتوان نام تصادف و مرگ رابراین حادثه
نهاد، بلکه برعکس، هرچه زمان بیشتری ازاین حادثه می گذرد به درست بودن این
گمان نزدیکتر میشویم که این مردبزرگ، باعملیاتی برنامه ریزی شده، به
طرز ماهرانه ای به شهادت رسیده است.
عدم پاسخگویی مسؤلین و یا به عبارت روشن تر، محتاط بودن و هراس داشتن
آنها در پیگیری این حادثه، خود گواه روشن دیگری بر وجود اراده ای قدرتمند درپشت
پرده برای جلوگیری از روشن شدن علت این حادثه است.
جمله ی معروفش این بود که :
خدایا شور حسینی را به ما دادی، شعور حسینی را هم نصیب ما بفرما.
به جرات می توان گفت از محدود کسانی بود که حسین و راه حسین را شناخت. و در نوحه هایش از شعور حسین (البته با شور) می گفت. حسین را شناخت و حسین گونه زندگی کرد. شادی روح بلندش ذکر فاتحه و صلوات.
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 14:21 |
لینک ثابت |
این برنامه اولین نسخه برنامه بهبهان میباشد که هدف ساخت آن شرحی از تاریخ
،موقعیت ،ویژگی های طبیعی و ... که در یک مجموعه گرد آمده باشد ،تهیه شده
و به کمک همه علاقه مندان که مطالبی با منبع معتبر دارند،میتوانند ما را
در بروز کردن این برنامه یاری کنند.
قابل ذکر است که این برنامه روی اکثر گوشیهای : سونی اریکسون- نوکیا و برخی از سامسونگ و ماترلا اجرا میشود
امید به آنکه مورد استفاده قرار گیرد.
برای دانلود اینجا را کلیک کنید
نوشته شده توسط محسن در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 0:1 |
لینک ثابت |
|
|
اجر هر کس را به اندازه ی کارش می دهند...ذکر اهل بیت را حتما بهایی دیگرست هیچ فرقی نیست بین ذاکرین شهرمان...نوحه های "حاجی" اما نوحه هایی دیگرست مراسم سالگرد درگذشت معلم دلسوز و مداح اهل بیت،مرحوم "حاج محمد جعفر گله دار زاده" برگزار می گردد. زمان برگزاری:پنجشنبه،8/5/88 از ساعت 8 الی 11 صبح
مکان:صحن مقدس امامزاده حیدر (ع)
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
|
ای مسلمان تا توانی با ستم پیکار کن **** خصلت ذلت پذیری نیست خوی راد ها
نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 ساعت 1:50 |
لینک ثابت |
تا چند سال پیش کسانی که از بهبهان چند روزی را به قصد سفر و گردش مهمان ما در اصفهان میشدند ضمن تحسین شرایط شهری اصفهان یا دیگر شهرهای کشورمان بعد از چند روز میگفتند " دلمو سه شهر تنگ وابیده" و بهبهان را ماوا و جایگاه اصلی خود میدانستند و با دلی خوش از مسافرت چند روزه قصد بهبهان میکردند.
اما در یکی دو سال اخیر نگاه مهمانان ما در اصفهان که میتوان آنها را نمونه ای قابل اعتماد از جامعه بهبهان دانست نسبت به شهر خود کاملا فرق کرده است. در این نمونه میتوان از هر سطح اجتماعی نماینده ای را یافت . بی پول و پولدار, مجرد و متاهل ، بی کار و شاغل و .....این روزها به اتفاق همه از مهاجرت حرف میزنند.
یکی میگفت " نمیشه برای ما یه کار تو اصفهان پیدا کنی ، حتی اگه کارگری باشه ، دیگه از بهبهان خسته شدیم "
و دیگری میگفت " به شدت به دنبال انتقال از بهبهان به اصفهانم " و البته این قضیه برای دیگر شهرهای مهاجر پذیر چون شیراز و کرج و تهران هم با شدت بیشتری در حال وقوع است. مهاجرت بهبهانی ها از سالهای پیش به مقصد شهر های بزرگ و برخوردار شروع شده اما مساله این است که این پدیده اجتماعی در حال همه گیر شدن است و همه سطوح اجتماعی در بهبهان از بودن در شهر خود احساس یاس و نا امیدی میکنند.
براستی چرا اینگونه شده است؟ چرا امید به آینده و سرخوشی از شرایط امروز در شهر ما آنقدر ضعیف شده یا بهتر است گفته شود نابود شده که همه را به فکر مهاجرت انداخته است. براستی اشکال کار ما کجاست ؟ آیا میتوان همه را در شرایط نا مناسب آب و هوایی خلاصه کرد؟ البته پاسخ این سوال منفی است .
اما به نظر من از زاویه دیگری این بحث قابل پی گیری است . براستی چند سال است در محدوده شهر بهبهان هیچ گونه فرصت شغلی پایداری ایجاد نشده است ؟ جوانان این شهر با چه امیدی آینده بهتر خود را در شهر خود دنبال کنند؟مردم یک جامعه یا شهر نیاز به دیده شدن دارند و اگر این نیاز ارضاء نشود خود برای رفع آن اقدام خواهند کرد که مهاجرت یکی از راههای آن است.بهبهان سالهاست از نقشه تاریخ و جغرافیای جهان محو شده ، دلخوشی های گاه و بی گاه ما از گوشه چشم نشان دادن این و آن بی معنی است . هر چند ادامه این بحث از این زاویه تنها بر نا امیدی موجود صحه خواهد گذاشت اما امیدوارم و تنها امید من به دلسوزان و دلسوختگان همشهری میباشد تا بلکه با همت هم بتوانند شرایط تهدید آمیز امروز را به فرصتهای امید آفرین تبدیل کنند.
آیا این خیالی خوش نیست؟
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه ششم مرداد 1388 ساعت 1:21 |
لینک ثابت |
عالم به علی نازد ، مولا به ابوالفضل
خجسته میلاد حضرت ابوالفضل عباس و روز جانباز، بر تمامی مسلمانان تبریک و تهنیت باد.
آدمها موجودات عجيبي هستند، فقط كافي است صداي بوق يك دوچرخه رابشنوند تا وقتي آن دوچرخه رد نشده از خيابان عبور نميكنند، واي به روزي كه صداي بوق يك كاميون را بشنوند، روزي صد بار هم به بچهشان ميگويند مواظب باش. اما وقتهايي هم هست كه اين آدمها خودشان به استقبال خطر ميروند مثلا آتشنشانها يا نجات غريقها يا پليسها. آنها ميروند كه همين آدمهاي عجيب را از خطر نجات دهند اما خودشان را هم از خطر حفظ ميكنند مثلا آتشنشانها لباس ضد حريق ميپوشند، نجات غريقها فنون شنا را از حفظ هستند و پليسها اسلحه دارند. آدمهايي هم هستند كه خيلي عجيبند ، آنها به جايي ميروند كه ميدانند برايشان خطرناك است، خطر را با گوشت و پوستشان حس ميكنند اما ميروند تا از مهمترين چيزهاي زندگي دفاع كنند و آن وقت ... يك روز صبح كه از خواب بيدار شدي چشمانت را باز نكن همانطور بلند شو و در خانهات راه برو، سعي كن بدون اينكه ازانگشت شستت استفاده كني دكمههاي لباست را ببندي، بدون اينكه صدايت دربيايد مادرت را صدا كن،اگر برايت سخت بود پشت سر هم سرفه كن بعد بين هر سرفه حرفت را بزن. اگر پا نداشته باشي چطور ميخواهي به مدرسه يا محل كارت بروي؟ فكر ميكني چقدر ميتواني بهزندگي به اين وضع ادامه دهي؟ نيم ساعت؟ پنج ساعت؟ يك روز؟ چقدر؟ آن آدمهاي عجيب را يادت هست آنها كه رفتند تا از مهمترين چيزهاي زندگي مراقبت كنند آنها، الان مثل حالاي تو هستند نه براي چند دقيقه يا چند ساعت و حتي چند روز.آنها براي همه روزهاي عمرشان نميتوانند ببينند، راه بروند، سرفه حرفشان را قطع ميكند گاهي وقتها هم صدايي براي حرف زدن ندارند. پسر يكي از اين آدمهاي عجيب را ميشناسم او ميگفت: فكرش را بكن پسرت قد بكشد و بزرگ شود اما تو نتواني مثل همه پدرها بايستي و به او بگويي هنوز مانده تا اندازه بابا شوي، يا دخترت بيايد و كنارت بنشيند و تو نتواني گلهاي كوچكش را به موهايش بزني، آنوقت چه حالي پيدا ميكني؟ همسر يكي از اين آدمهاي عجيب هم حرف خيلي جالبي زد: اگر يك روز بفهمي همه كارهاي خيلي شخصيات رابايد با كمك يك نفر ديگر انجام دهي چه حالي به تو دست ميدهد؟ پدر و مادر سالخورده يكي ديگر از اين آدمهاي عجيب هم گفتند: اگر هنوز ۴۰سالت نشده باشد آنوقت روزي ۴۰تا قرص رنگارنگ بخوري تا بتواني نفس بكشي چه ميكني؟ دختر جوان يكي ديگر از اين آدمها هم گفت: نظرت چيست اگر پدرت يك بار هم تو را نديده باشد و فقط تو را از روي صدايت بشناسد؟ قبل از اينكه حرف اين آدمها را بنويسم براي حرفهاي آن آدمهاي عجيب برنامهريزي كرده بودم اما آنها اصلا نگفتند كه چرا اين همه عجيبند. نگفتند چرا نميبينند يا راه نميروند يا نميايستند يا حتي چرا حرف نميزنند، اما همهشان يا به من گفتند يا برايم نوشتند يا به اطرافيانشان فهماندند كه به من بگويند براي اين اينطور شدهاند كه رفتند تا از بهترين چيزهاي زندگي حفاظت كنند، رفتند تا ايران، ايران بماند و پرچم اسلام پايدار. صدايشان در گوشم زنگ ميزند، پرسشهاي پدر، مادر، همسر و فرزندان اين آدمهاي عجيب را بارها و بارها براي خودم تكرار ميكنم، جوابي ندارم كه بدهم اما يك مساله را فهميدم آن هم اينكه آدمها موجودات عجيبي هستند اما بعضيها كه تا قبل ازاين برايم عجيب بودند، حالا برايم مقدس و خدايي هستند. چهارم شعبان سالروز ولادت حضرت ابوالفضل (ع) است و چه زيبا اين روز را روز جانباز ناميدند تا همه جانبازان به داشتن چنين فرماندهي افتخار كنند. شهرستان بهبهان هم مانند ساير نقاط كشور از اين اسوههاي صبر و مقاومت كم ندارد.
بیایید برای شفای همه ی جانبازان در این شب فرخنده دست به دعا برداریم...
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت 1:39 |
لینک ثابت |
موحد
و احمدی نژاد؟؟؟
لطفا نظر بدهید...
در پی حمایت موحد از احمدی نژاد
نوشته شده توسط محسن در شنبه دوم خرداد 1388 ساعت 13:41 |
لینک ثابت |